تقلب


تقلب
نویسنده : هاجر محمدي
امتیاز اعضاء : 5
امتیاز منتقدین : 0
برای امتیاز دادن به داستانها وارد شوید.


اولين روزه نه سالگي ام را تا عصر، كش دادم.
دم غروبي طاقتم طاق شد؛تقصير من نبود؛جعبه زولبيا وسوسه ام كرد.
هم گول خوردم هم يك زولبيا
سر سفره افطار ،مامان كه بوسيدم؛فكر كردم با تقلب ديكته ام را بيست شدم.

نظرات

ارسال
تازه ها
زهره باغستانی

عیدی

زهره باغستانی

شماره۸۳۹

زهره باغستانی

سرخ

سیده هانیه هاشمی

انتظار

شهناز گرجی زاده

پاسدار

لیلا طاهری نژاد

زنجیر نادانی

بیشتر
پر بازدیدترین ها
ایمان نصیری

گیسوان طلایی

مهدیه باقری

ترمز

فرزانه فراهانی

جنگ

ایمان نصیری

آستین های خالی

ایمان نصیری

مصنوعی

بیشتر
دات نت نیوک فارسی