«یکی اون چهارپایه رو نگه داره.» در آن بلبشو کسی صدایم را نمی شنود. دلم شور مرضیه را می زند که رو...
به عنوان یک طعمه او را دوست داشتم. اولش همسنوسال او شدم. بعد GTA یادش دادم تا از پدر و مادر اخلاق...
به جای اسم نوزاد، دنبال مشتری گشت....
◾️حیدر شیر را دعوای زخم شمشیر کردند. همه شهر، شیر به دست آمدند شیر اما، هوس رود رجب کرده بود ...
از سروصدا و بپربپرکردنهایش کلافه بود. گوشی را داد دستش و کلید شروع بازی را زد. سی سال بعد تنها کنا...
اولین کسی که بعد از صدای جیغ خودش را رساند زنم بود. به سر خودش زد، به صورت من چنگ انداخت و فحش داد، ...
پرستار سوزن را از دستان لاغر و کبود دختر بیرون کشید و رویش چسب زد. دختر چشم از بچهی خندان داخل تلوی...
- ۲۱ماهه حقوق نگرفتم. صاحبخانه اخم کرد و روبرگرداند. سردی دستبند روی مچهایش نشست. در آستانهی در ر...
زنگ اول دوم، سوم...کسی برنداشت. برای بار هفتم رفت ته صف. روز اول عید، خانه پر از مهمان بود؛ کسی ص...