به نام خدا #کمپین #کمپین_کمپین_حمایت_از_کادر_درمان #ماسک_بزنیم #نه_به_عزاداری و... _الو الو دار...
به نام خدا در سلول باز میشود: _آزادیم آزادیم. بی اختیار همراه موج جمعیت به سمت درب خروجی مید...
به نام محبوب سکوت شهر را در آغوش گرفته بود. برادر کوچکش را در آغوش گرفت، آهسته قدم برداشت، رشته...
به نام خدای جان بازی همیشگیَش بود، دست و پاهایش را میبست، داخل رودخانهی خیالیَش شبیه ماهی شنا م...
بسم رب العشق درمیان رد و بدل شدن سینیهای چایی تنها یک صدا بود که به همهمهی تصمیمگیری برای هکِ...
به نام حبیب بندهای پوتینش را محکم کرد و سوار بر اسب شد. اسب چرخی زد و با صدای "هِی" سوارش تاخت. گر...
به نام خدا مدرسه ، برگههای امتحانی ، انفجار ، میزخالی ، نمرهی بیست ، خون . ...
به نام حضرت دوست پسرک دوید و زیر توپ زد. توپ درجا نشست در آغوش مادر. میل بافتنی از دستان مادر ا...
پسرک صدف را به گوشاش چسباند. صدای امواج میگفت:« خلیج همیشه فارس.»...